حالا من ۲۲ سالمه
یه ۲۲ ساله ی سرگردون .همیشه تصورم از ۲۲ سالگی مستقل شدن بود
فکر میکردم حتما دانشگاه و تموم کردم و یه شغل خوب گیرم اومده.ولی نع نه دانشگاه و تموم کردم و نه حتی شغل راضی کننده ای دارم و نه حتی مستقل شدم
احساس تنهایی میکنم ولی نه اونقدری که ی دختر ۱۸ ساله بودم
۲۲ سالگی مزه ی خوبی میده ولی مدام تو سرم یه زنگ در حالِ صدا دادنه ک مواظب باش دیر نشه!
من از حالم به این مردم..دروغای بدی میگم!...ما را در سایت من از حالم به این مردم..دروغای بدی میگم! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: شنبه 26 مهر 1399 ساعت: 9:06
تموم شد تموم کردم
رابطه ای که فکر میکردم ادمِ درستی رو به رومه
ول نبود تفاوت احساس میشد نمیتونستم انکارش کنم
ینی همیشه درحالِ انکار بودم
ولی امشب حقیقت و پذیرفتم
مستیِ امشب درسته حالمو خیلی بد کرد و به گریه انداختم
ولی حقیقت و پذیرفتم
با تمام وجود احساس غم میکنم احساسِ غم شدید
خوابم نمیبره سرمعده ام هنوز میسوزه سردردِ عجیبی دارم
من از حالم به این مردم..دروغای بدی میگم!...ما را در سایت من از حالم به این مردم..دروغای بدی میگم! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: شنبه 26 مهر 1399 ساعت: 9:06
نمیدونم الان کسی ناشناس اینجارو میخونه یا نع
ولی من رفتم به همه ی کسایی که یروز اینجا برای هم نظر میزاشتیم و به هم دلداری میدادیم و کمک میکردیم حتی با یه ایموجیِ ساده سر زدم
و ای کسایی ک براتون کامنت گزاشتم پاشید بیاین ببینم چخبررر
من از حالم به این مردم..دروغای بدی میگم!...ما را در سایت من از حالم به این مردم..دروغای بدی میگم! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: شنبه 26 مهر 1399 ساعت: 9:06